خرید بک لینک
 ماییم و پرسه های شبانه: همین و بستا بانگ صبح،شعرو ترانه: همین و بس فرجام ما جرای بدِ روز را مپرسخوش باد قصه های شبانه: همین و بس بعد از من و تو،از من و تو، یادگار چیست؟یک مشت داستان و فسانه: همین و بس مشتاقم و به خاطر یک لحظه دیدنتآورده ام هزار بهانه: همین و بس - یک روح شرحه شرحه و یک جسم چاک چاک -از من, جز این مجوی نشانه: همین و بس تنها ،در این حوالی متروک، روح منبا یاد توست شانه به شانه: همین و بس چون عابری- خلا صه بگویم - در این مسیرماندیم زیر چرخ زمانه: همین و بس 

برچسب: بعد از من علی سورنا,بعد من ساسی مانکن,من بعد مزح ولعب, نویسنده: پارسا رستمی تاريخ: سه شنبه 30 آذر 1395 ساعت: 23:16

آمد به خیالم ، به کنارم که نیامد!دیوانه سر قول و قرارم که نیاﻣﺪ بیرون زدم از خانه به آوارگی شهرخود را به نسیمی بسپارم که نیامد شهری پُر صورت ولی از عاطفه خالیاین چهره و آن چهره،به کارم که نیامد جز سقف چه آوار بریزم به سری کهبر خاک نیفتاد و به دارم که نیامد تا صبح من و کوچه و دلشوره ی بارانمی گفت، ببارم که ببارم که نیامد 

برچسب: نویسنده: پارسا رستمی تاريخ: سه شنبه 30 آذر 1395 ساعت: 23:16

  عرشیان امشب زمین را لاله باران می کنندخاک را خوشبو تر از زلف نگاران می کنند افرینش فیض از دیدار احمد می بردکعبه امشب سجده بر خاک محمد می برد  

برچسب: نویسنده: پارسا رستمی تاريخ: سه شنبه 30 آذر 1395 ساعت: 23:15

دوست دارم جستجو در جنگل موی تـو را از خدا چیزی نمی خواهم به جز بوی تو را   دختر زیبای جنگل های آرام شمال ! از کجا آورده دست باد گیسوی تو را ؟   آستینت را که بـالا داده بودی دیـده انـد خلق ،رد بوسه ی من روی بازوی تو را   چشم هایت را مراقب باش ، می ترسم سگان عــاقبت در آتش اندازند آهوی تو را   کاش جای زندگی کردن در آغوشت ، خدا قسمتم می کرد مردن روی زانوی تو را

برچسب: دختر زیبای جنگل های آرام شمال,دختر زیبای جنگل, نویسنده: پارسا رستمی تاريخ: سه شنبه 30 آذر 1395 ساعت: 23:15

۲۶ آبان زادروز شاعر است ،به همین مناسبت شعر شب من با صدای خود شاعر تقدیمتون...http://s8.picofile.com/file/8274974576/shamselangeroodi_dar_shab_ahangsaz_kamranerasolzadeh.mp3.htmlبی تو چه باشد گردش دورانبند گرانی بر تن بی جان در شب من بوی تو هر سوی روانهاز که بگیرم گل من از تو نشانه از چه نباری بر سر کشتمهمچو کویری گشته بهشتم خرمی دولت من از چه پریدیبال و پر طاقت من از چه بریدی ای تو شکفته در دل و جانمصبر و خموشی من نتوانم در شب من بوی تو هر سوی روانهاز که بگیرم گل من از تو نشانه از چه نباری بر سر کشتمهمچو کویری گشته بهشتم خرمی دولت من از چه پریدیبال و پر طاقت من از چه بریدی  شاعر و خواننده: شمس لنگرودی آهنگساز: کامران رسول زاده  تنظیم: سروش قهرمانلو

برچسب: نویسنده: پارسا رستمی تاريخ: چهارشنبه 24 آذر 1395 ساعت: 3:33

 قرآن به سر گرفتم و گفتم: سلام عشقیعنی به جز حریم تو بر من حرام عشق ترسم که در سماع شوم از دعای دستآن جا که قبله گاه تو باشی، امام عشق  با خون وضو بگیر و دو رکعت غزل بخوانآن دم که اذن می دهد از روی بام عشق از رکعت نخست در افتاده ام به شکدر سجده کفر گفته ام و در قیام عشق سی پاره ی حضور مرا چله بست شوقرآن به سر بگیر و بگو: والسلام عشق  

برچسب: قرآن به سر گرفتن,قرآن به سر,قرآن به سر شب قدر, نویسنده: پارسا رستمی تاريخ: چهارشنبه 24 آذر 1395 ساعت: 3:33

الا ای نوگل رعنا که رشک شاخ شمشادی نگارین نخل موزونی همایون سرو آزادی   به صید خاطرم هر لحظه صیادی کمین گیرد کمان ابرو ترا صیدم که در صیادی استادی   چه شورانگیز پیکرها نگارد کلک مشکینت الا ای خسرو شیرین که خود بیتیشه فرهادی   قلم شیرین و خط شیرین سخن شیرین و لب شیرین خدا را ای شکر پاره، مگر طوطی قنادی   من از شیرینی شور و نوا بیداد خواهم کرد چنان کز شیوهی شوخی و شیدایی تو بیدادی   تو خود شعری و چون سحر و پری افسانه را مانی به افسون کدامین شعر در دام من افتادی   گر از یادم رود عالم تو از یادم نخواهی رفت به شرط آن که گهگاهی تو هم از من کنی یادی   خوشا غلطیدن و چون اشک در پای تو افتادن اگر روزی به رحمت بر سر خاک من استادی   جوانی ای بهار عمر ای رویای سحرآمیز تو هم هر دولتی بودی چو گل بازیچهی بادی   به پای چشمهی طبع لطیفی شهریار آخر نگارین سایهای هم دیدی و داد سخن دادی

برچسب: نویسنده: پارسا رستمی تاريخ: چهارشنبه 24 آذر 1395 ساعت: 3:33

   داره برف میباره روی سرم یکی دورِ چشمامو هاشور زده همیشه دلم واسه اون بچه که یه روز توی من گم میشه شور زده   چهلسالگی خیلیام دور نیست ولی پیشِ تو هفتساله میشم نمیشه جوون شد ولی با تو من همون قصهای که محاله میشم   یه ماهی سیاهم که دریازدهس لبت مثلِ یه ماهیِ قرمزه تو شاخه نباتی که طعمش هنوز تو شیرینیِ شعرای حافظه   زمین و زمانو به هم میزنم نباید سکانسِ چشات کات شه با کیهان برات شیشه پاک میکنم نمیذارم این پنجره مات شه   اگه قفلهای جهان بستهاَن هنوزم تو دستم کلیدِ سُله منو مست کُن با نگات قدِ اون جنینی که تو شیشهی الکله   یه کابوس دائم تو بیداریمه یه موجودِ بیصورتِ ترسناک هیولایی از جنسِ تهران و ترس پُر از چرک و خون، با تنِ چاک چاک   یه اهوازِ زنده به گور زیرِ شن یه دریاچهی گم شده تو نمک یه دروازهغار بچهی کیفقاپ یه شهرنو نزدیکِ میدون ونک   تو دفترچههام مینویسم مُدام از اون گربهای که بدل شد به موش کدوم شاعرو قورت داده خزر که خیس کرده این ابرِ شلوارپوش   میشه پشتِ پ

برچسب: چهل سالگی فیلم کامل,چهل سالگی علیرضا رئیسیان,چهل سالگی iranproud, نویسنده: پارسا رستمی تاريخ: چهارشنبه 24 آذر 1395 ساعت: 3:32

تو همانی که دلم لک زده لبخندش را او که هرگز نتوان یافت همانندش را   منم آن شاعر دلخون که فقط خرج تو کرد غزل و عاطفه و روح هنرمندش را   از رقیبان کمین کرده عقب می ماند هر که تبلیغ کند خوبی ِ دلبندش را   مثل آن خواب بعید است ببیند دیگر هر که تعریف کند خواب خوشایندش را   مادرم بعد تو هی حال مرا می پرسد مادرم تاب ندارد غم فرزندش را   عشق با اینکه مرا تجزیه کرده است به تو به تو اصرار نکرده است فرآیندش را   قلب ِ من موقع اهدا به تو ایراد نداشت مشکل از توست اگر پس زده پیوندش را   حفظ کن این غزلم را که به زودی شاید بفرستند رفیقان به تو این بندش را :   منم آن شیخ سیه روز که در آخر عمر لای موهای تو گم کرد خداوندش را  

برچسب: تو همانی که می اندیشی pdf,تو همانی که دلم لک زده,تو همانی که می اندیشی, نویسنده: پارسا رستمی تاريخ: چهارشنبه 24 آذر 1395 ساعت: 3:32

گفتم که عمر ماه صفر رو به آخر استدیدم شروع محشر کبرای دیگر استگردون شده سیاه و فضا پر ز دود و آهتاریک تر ز عرصه تاریک محشر استگرد ملال بر رخ اسلام و مسلمیناشک عزا به دیده زهرای اطهر استگفتم چه روی داده که زهرا زند به سردیدم که روز، روز عزای پیمبر استپایان عمر سید و مولای کائناتآغاز دور غربت زهرا و حیدر استقرآن غریب و فاطمه از آن غریب تراسلام را سیاه به تن، خاک بر سر استروی حسین مانده به دیوار بی کسیچشم حسن به اشک دو چشم برادر استای دل بیا و گریه زینب نظاره کنمانند پیروهن جگر خویش پاره کن 

برچسب: ای دل بیا,ای دل بیاموزی,ای دل بیاموزی اگر, نویسنده: پارسا رستمی تاريخ: چهارشنبه 24 آذر 1395 ساعت: 3:32

عشقت آموخت به من رمز پریشانی راچون نسیم از غم تو بی سر و سامانی را بوی پیراهنی ای باد بیاور، ور نهغم یوسف بکشد، عاشق کنعانی را دور از چاک گریبان تو آموخت به منگل من غنچه صفت، سر به گریبانی را آه از این درد که زندان قفس خواهد کشتمرغ خو کرده به پرواز گلستانی را لیلی من! غم عشق تو بنازم که کشیبه خیابان جنون، قیس بیابانی را اینک آن طرف شقایق، دل من مرکز سوزشداغ بر دل بنهد لاله ی نعمانی را همه، باغ دلم آثار خزان دارد، کو؟ آن که سامان بدهد این همه ویرانی را

برچسب: نویسنده: پارسا رستمی تاريخ: چهارشنبه 24 آذر 1395 ساعت: 3:32

چون طفل که از خوردن داروست پریشانبا دوست پریشانم و  بی دوست پریشان ابرو به هم آورده و گیسو زده بر همچون ابر که بر گبند مینوست پریشان مجموعهی ناچیز من آشفتهی او بادآنکس که وجودم همه از اوست پریشان دست و دل من بر سر این سلسله لرزیددر جنگل گیسوی تو آهوست پریشان آرامش دریای مرا ریخته بر همماهی که پریخوست پریروست پریشان با حوصلهی تنگ و دل سنگ چه سازم؟با دوست پریشانم و بی دوست پریشان 

برچسب: نویسنده: پارسا رستمی تاريخ: چهارشنبه 24 آذر 1395 ساعت: 3:32

اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است  دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است   اکسیر من  نه این که مرا شعر تازه نیست   من از تو می نویسم و این کیمیا کم است   سرشارم از خیال ولی این کفاف نیست           درشعر من حقیقت یک ماجرا کم است   تا این غرل شبیه غزل های من شود               چیزی شبیه عطر حضور شما کم است   گاهی ترا کنار خود احساس می کنم        اما چقدر دل خوشی خواب ها کم است   خون هر آن غزل که نگفتم به پای توست آیا هنوز آمدنت را بها کم است    

برچسب: هوا کم است,هوا کم است علیرضا قربانی,هوا کم است قربانی, نویسنده: پارسا رستمی تاريخ: چهارشنبه 24 آذر 1395 ساعت: 3:32

آخرین ترانه ی پرنده در بهاراولین حکایت بهار از پرنده نیستسال ها پرنده خواند و ماند در قفسبی که با بهاردر کران دشت ها و باغ هاهمسفر شودسال ها بهارآمد و به هر که در مسیر خویشعشق هدیه دادبی که از اسارت پرنده در قفسبا خبر شود! 

برچسب: نویسنده: پارسا رستمی تاريخ: چهارشنبه 24 آذر 1395 ساعت: 3:32

زندگینامه عباس خوش عمل کاشانی، (پیشکسوت طنز)  عباس خوش عمل کاشانیمتولد ۲۵ دی ماه ۱۳۳۷ شمسی کاشان .پدر : قاری و استاد قرآن. مداح افتخاری اهل بیت. شغل شاطر نانوایی سنگکی. دارای طبع شعر و آثاری از او چاپ شده در مجلات دهه ی ۳۰  دوران تحصیل :خودم از کلاس اول ابتدایی تا پایان سوم راهنمایی را در دبستان و دبیرستان ملی (غیرانتفاعی) خیام به مدیریت حجت الاسلام و المسلمین شیخ علی محمد مدرس کاشانی چهره ی بارز فرهنگی و ادیب و شاعر و خطیب و واعظ گذراندم.مدرسه ی خیام یا مدرس خوشنام ترین مدرسه در کاشان بود و بسیاری از چهره های شاخص فرهنگی – ادبی و سیاسی و اجتماعی کاشان در آن مدرسه درس خوانده اند، کسانی مثل سهراب سپهری و مشفق کاشانیو … مرحوم مدرس آن روحانی فاضل و ادیب مدرسه اش را در سال ۱۳۰۰شمسی افتتاح کرده بود و هنوز هم دائر است و قدیمی ترین مدرسه ی کاشان و بل ایران محسوب می شود. جالب است بدانید که در ساعات فوق برنامه ی آن مدرسه شاهنامه ی فردوسی،داستان های مثنوی و شعرهای ساده ی شاعران 

برچسب: زندگینامه عباس خوش عمل کاشانی,بیوگرافی عباس خوشدل,بیوگرافی عباس خوش خبر, نویسنده: پارسا رستمی تاريخ: چهارشنبه 24 آذر 1395 ساعت: 3:32

   باز هوای سحرم آرزوست خلوت و مژگان ترم آرزوست   شکوه غربت نبرم این زمان دست تو و روی توام آرزوست   خسته ام از دیدن این شوره زار چشم شقایق مگرم آرزوست   واقعه دیدن روی ترا ثانیه ای بیشترم آرزوست   جلوه این ماه نکو را ببین رنگ و رخ روی توام آرزوست   این شب قدرست که ما با همیم من شب قدری دگرم آرزوست   حس ترا می کنم ای جان من عزلت شبی دگرم آرزوست   خانه عشاق مهاجر کجاست در سفرت بال و پرم آرزوست   حسرت دل باز دارین شعر من جام میی در حرمم آرزوست

برچسب: نویسنده: پارسا رستمی تاريخ: چهارشنبه 24 آذر 1395 ساعت: 3:32

سود گرت هست گرانی مکنخیره سری با دل و جانی مکن آن گل صحرا به غمزه شکفتصورت خود در بن خاری نهفت صبح همی باخت به مهرش نظرابر همی ریخت به پایش گهر باد ندانسته همی با شتابناله زدی تا که براید ز خواب شیفته پروانه بر او می پریددوستیش ز دل و جان می خرید بلبل آشفته پی روی ویراهی همی جست ز هر سوی وی وان گل خودخواه خود آراستهبا همه ی حسن به پیراسته زان همه دل بسته ی خاطر پریشهیچ ندیدی به جز از رنگ خویش شیفتگانش ز برون در فغاناو شده سرگرم خود اندر نهان جای خود از ناز بفرسوده بودلیک بسی بیره و بیهوده بود فر و برازندگی گل تمامبود به رخساره ی خوبش جرام نقش به از آن رخ برتافتهسنگ به از گوهرنایافته گل که چنین سنگدلی برگزیدعاقبت از کار ندانی چه دید سودنکرده ز جوانی خویشخسته ز سودای نهانی خویش آن همه رونق به شبی در شکستتلخی ایام به جایش نشست از بن آن خار که بودش مقرخوب چو پژمرد برآورد سردید بسی شیفته ی نغمه خوانرقص کنان رهسپر و شادمان از بر وی یکسره رفتند شادراست بماننده ی آن تندباد خاطر گل ز آتش حسرت بسوختز آن که یکی د

برچسب: نویسنده: پارسا رستمی تاريخ: چهارشنبه 24 آذر 1395 ساعت: 3:32

صفحه بندی